


در حال بارگذاری سایت!
لطفا چند ثانیه صبر کنید...




شهید مهدی باکری که بود؟(خاطراتی از شهید مهدی باکری از زبان همسرش)
شهردار ارومیه که بود، دوهزار و هشت صد تومان حقوق می گرفت. یک روز به من گفت:« بیا این ماه هرچی خرجی داریم رو کاغذ بنویسیم، تا اگه آخرش چیزی اضافه اومد بدیم به یه فقیر.» همه چی را نوشتم ؛ از واکس کفش گرفته تا گوشت و نان و تخم مرغ. آخر ماه که حساب کردیم، شد دوهزار و ششصد و پنجاه تومان. بقیه ی پول را داد لوازم التحریر خرید، داد به یکی از کسانی که شناسایی کرده بود و می دانست محتاجند. گفت « اینم کفاره ی گناهای این ماهمون.»
********************************************************************
از شهرداری یک بنز داده بودند بهش . سوارش نمی شد. فقط یک بار داد ازش استفاده کردند؛ داد به پرورشگاه. عروسی یکی از دخترا بود. گفت « ماشینو گل بزنین واسه ی عروس.»
*********************************************************************
هرچه به عنوان هدیه ی عروسی به مان دادند، جمع کردیم کنار هم به من گفت « ما که اینا رو لازم نداریم. حاضری یه کار خیر باهاش بکنی؟» گفتم « مثلا چی ؟» گفت « کمک کنیم به جبهه .» گفتم « قبول ! » بردمشان در مغازه ی لوازم منزل فروشی . همه شان رادادم، ده – پانزده تا کلمن گرفتم.

********************************************************************
رفتیم توی شهر و یک اتاق کرایه کردیم. به من گفت « زندگی ای که من می کنم سخته ها .» گفتم « قبول.» برای همه کاراش برنامه داشت؛ خیلی هم منظم و سخت گیر. غذا خیلی کم می خورد. مطالعه خیلی می کرد. خیلی وقت ها می شد روزه می گرفت. معمولا همان روزهایی هم که روزه بود می رفت کوه. به یاد ندارم روزی بوده باشد که دونفرمان دو تا غذا از سلف دانشگاه گرفته باشیم. همیشه یک غذا می گرفتیم، دو نفری می خوردیم .خیل وقت ها می شد نان خالی می خوردیم. شده بود سرتاسر زمستان ، آن هم توی تبریز ، یک لیتر نفت هم توی خانه مان نباشد.کف خانه مان هم نم داشت، برای این که اذیتمان نمکند چند لا چند لا پتو و فرش و پوستین می انداختیم زمین

*******************************************************************
شهردار که بود ، به کارگزینی گفته بود از حقوقش بگذارند روی پول کارگرهای دفتر. بی سرو صدا ، طوری که خودشان نفهمند.

********************************************************************
حمید سه ساله بود که مادرشان فوت کرد. از آن موقع نامادری داشتند . مثل مادر خودشان هم دوستش داشتند. رفتیم خانه شان ؛ بیرون شهر. به م گفت « همین جا بشین من می آم.» دیر کرد. پاشدم آمدم بیرون ، ببینم کجاست. داشت لباس می شست؛ لباس برادر و خواهر های ناتنیش را . گفت « من این جا دیر به دیر می آم. می خوام هر وقت اومدم، یه کاری کرده باشم.»

*********************************************************************
خیلی تند می آمد. به من گفت « من می رم بیرون» گفتم « توی این هوا کجا می خوای بری؟» جواب نداد. اصرار کردم . بالاخره گفت « می خوای بدونی ؟ پاشو تو هم بیا. » با لندرور شهرداری راه افتادیم توی شهر. نزدیکی های فرودگاه یک حلبی آباد بود. رفتیم آنجا. توی کوچه پس کوچه هایش پر از آب و گل و شل. آب وسط کوچه صاف می رفت توی یکی از خانه ها. در خانه را که زد، پیرمردی آمد دم در. ما راکه دید، شروع کرد به بد و بی راه گفتن به شهردار. می گفت « آخه این چه شهردایه که ما داریم؟ نمی آد یه سری به مون بزنه ، ببینه چی می کشیم.» آقا مهدی به ش گفت «خیله خب پدرجان . اشکال نداره . شما یه بیل به ما بده، درستش می کنیم؟» پیرمرد گفت « برید بابا شماهام! بیلم کجا بود.» از یکی از هم سایه ها بیل گرفتیم. تا نزدیکی های اذان صبح توی کوچه ، راه آب می کندیم.
مطلبی که در ادامه می آید خلاصه شده بخش ملاقات با اینشتن از کتاب استاد عشق به قلم ایرج حسابی پسرپروفسور می باشد , هرچند این کتاب تنها کتابی است که بطور مشخص به زندگی نامه پروفسور حسابی پرداخته است واطلاعات بسیار ارزشمندی از زندگی این استاد ایرانی ارایه داده است , اما نوع نگارش آن خالی ازمشکل نیست و نکته مهمتر تاریخ حوادث است که بطور مشخص به آنها دركتاب اشاره اي نشده است , اما خلاصه بخش ملاقات با اینشتن پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند كه مهم ترين آنها بي نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح كنيد پروفسور حسابی نقل می کنند که وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده , آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش , به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست , نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم ، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند ، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد.

يكماه بعد وقتي دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام , دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم , در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند, به این ترتیب با پی گیری دستیار و نامه ای با امضا اینشتن بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو امکانات لازم را در اختیار من قرار داد و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند , اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم , متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است , بسرعت آن را نزد ریس آزمایشگاه بردم و مسله را توضیح دادم , ریس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است , گفتم اما با این روش امکان سو استفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است .
بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد , با تشویق حاضرین در جلسه , وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخاستند, من که کاملا مضطرب شده و دست وپای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان و کمی صحبت که با من کردند آرام تر شده و سپس به پای تخته رفتم و شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیر الان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست .
آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود وقتي بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن من را استاد خود خطاب کرد و من نيز بزرگترين درس زندگيم را نيز انجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمند تری دارد همان اندازه متواضع , مودب و فروتن نیز هست !! يكماه بعد بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم.


بيش از نيم قرن پيش، هنگامي كه هنوز هيچ تراشه سيليكوني اي ساخته نشده بود، آلن تورينگ، يكي از بحث انگيزترين پرسشهاي فلسفي تاريخ را پرسيد. او گفت :آيا ماشين ميتواند فكر كند؟ و اندكي بعد كوشيد به پيروي از اين قاعده كه هر ادعاي علمي بايد از بوته آزمايش سربلند بيرون بيايد، پرسش فلسفي خود را با يك آزمايش ساده و در عين حال پيچيده جايگزين كند. او پرسيد: آيا يك ماشين - يك كامپيوتر - ميتواند آزمون <بازي تقليد> را با موفقيت پشت سر بگذارد؟ آيا ماشين ميتواند از انسان چنان تقليد كند كه در يك آزمون محاوره اي نتوانيم تفاوت انسان و ماشين را تشخيص دهيم؟
او در سال1950 بر اساس محاسباتي تخمين زد كه پنجاه سال بعد، كامپيوتري با يك ميليارد بيت حافظه خواهد توانست به موفقيت هايي در اين زمينه دست پيدا كند. اكنون كه در آستانه سال 20۰۹ ميلادي هستيم، حتي نه سال بيشتر از زماني كه او لازم دانسته بود، هنوز هيچ ماشيني نتوانسته است از بوته آزمون تورينگ با موفقيت خارج شود. اما همين پرسش كافي بود تا بشر در نيم قرن اخير به دستاوردهاي شگرفي در زمينه هوش مصنوعي برسد. دست كم يكي از پيش بيني هاي تورينگ درست از آب درآمد: در سال 2000 مفهوم <هوش مصنوعي> براي هيچ كس غيرقابل باور نبود. در اين مقاله نگاهي داريم به سير تحولاتي كه پس از اين پرسش تاريخي در دنياي علم و مهندسي به وقوع پيوستند.
برای مشاهده ادامه مطلب بر روی گزینه ادامه کلیک فرمایید
انتشار نسخهی جدید سیستم عامل ویندوز به دنبال انتشار ویستا صورت میگیرد که هدف انتقادهای شدیدی از سوی شماری از کاربران قرار گرفته است. هنگامی که ویستا در ماه ژانویه 2007 منتشر شد بسیاری از کندی کارکردن آن هماهنگ نبودن آن با برخی برنامهها و دستگاهها شکایت داشتند.
هر چند مایکروسافت مدعی شده پوشش خبری نامنصفانهای از ویستا صورت گرفته و این سیستم عامل از فروش بیسابقهای برخوردار بوده کاربران اداری برای ارتقا از اکس پی به ویستا کند بودهاند.
با این حال مایکروسافت مدت فروش اکس پی را تمدید کرد تا سازندگان رایانه بتوانند به فروش آن به کسانی که مایل به ارتقا به ویستا نیستند ادامه دهند.
طراحی ویندوز ویستا پنج سال به طول انجامید اما احتمالا ویندوز 7 ظرف چند سال آینده از راه میرسد.
یکی از معاونان مایکروسافت ویندوز 7 را نسخهی جدید هیجانآوری توصیف و ادعا کرده است این نسخه تجربه شخصیتری برای کاربران فراهم میکند.
مایکروسافت در ویندوز 7 شماری ویژگیهای جدید اضافه کرده که عبارتند از: نوار ابزار جدیدی که دسترسی سریعتر به فایلها و برنامهها فراهم میکند؛ امکانی به نام HomeGroup که برای کاربران اشتراک ساده اطلاعات بین رایانهها و سایر دستگاهها در یک خانه را فراهم میکند.
از دیگر ویژگیها پشتیبانی برای دستگاههایی مانند دوربین، چاپگرها و تلفنهای همراه با محصولی که Device Stage نام داشته و یک پنجره واحد برای مدیریت وظایف برای هر دستگاهی عرضه میکند است.
ویندوز تاچ که نرمافزار دستگاههای صفحه لمسی بوده و امکان استفاده از حالتهای مختلف برای انجام وظایف را برای کاربران فراهم میسازد؛ بهبود کارایی برخی برنامهها مانند MS Paint و ماشین حساب از دیگر ویژگیهاست.
ری اوزی - مدیر معماری نرمافزار مایکروسافت - اظهار کرده است ویندوز 7 بیشتر متحولگر خواهد بود تا انقلابی.
سیستم عامل جدید برای انتشار در سال 2010 برنامهریزی شده و کد پیشرفتهی آن هنوز قابلیت محدودی دارد. انتظار میرود نسخهی آزمایشی عمومی آن نیز در اوایل سال 2009 منتشر شود.
همچنین بر اساس گزارش سی نت نیوز، یکی از ویژگیهای جدید ویندوز 7 مجموعه سرویسهای آگاه از مکان خواهد بود.
ویستا در ویجت Windows Weather سرویس مبتنی بر مکانی دارد که به کاربر امکان میدهد با وارد کردن زیپ کد شهر خود اطلاعات هواشناسی سفارشی دریافت کند که در ویندوز 7 یافتن مکان کاربر سادهتر خواهد بود. برنامههایی مانند برنامههای ردیابی رایانه و برنامههای یافتن دوستان از جمله برنامههای عرضه شده خواهند بود.
در حالی که برای برخی سیستم عامل آگاه به مکان مفید محسوب میشود برای برخی دیگر این تصور نگرانی امنیتی مهمی به همراه میآورد.
گزینهی کنترل برای سرویسهای آگاه به مکان در ویندوز 7 عرضه شده و این سرویسها در ویندوز 7 به صورت پیش فرض غیر فعال هستند.
بيل گيتس رييس شرکت مايکروسافت که قصد دارد تا سال 2008 کليه امور مايکروسافت را به ري اوزي واگذار کند، فراز و نشيب هايي در زندگي خود داشته که ما قصد داريم در اينجا به برخي از آنها اشاره کنيم:
اکتبر 1955 : تولد بيل گيتس در سياتل. والدین گيتس از همان کودکي متوجه استعداد شگرف او در رياضي شده بودند و اسم او را در يک مدرسه خصوصي مشهور به نام Lakeside نوشتند. او در اين مدرسه براي اولين بار با دوست وهمکار صميمي آينده اش به نام پل آلن آشنا شد.
1973: پذيرش گيتس در دانشگاه هاروارد در واشنگتن. او در هاروارد با استيو بالمر معاون اول فعلي خود در مايکروسافت آشنا شد.
1975 : گيتس و آلن با همکاري هم زبان برنامه نويسي Altair BASIC را خلق کردند و سپس آن را فروختند. مايکروسافت که در آن زمان Micro-soft نوشته مي شد متولد شد.
1976: مايکروسافت از تحصيل در دانشگاه هاروارد انصراف داد.
1977: گيتس جوان به خاطر تخلف رانندگي و مسابقه با اتومبيل پورشه 911 در صحرايي نزديک Albuquerque مدتي کوتاه به زندان افتاد.
1980: IBM گيتس را استخدام کرد تا وي سيستم عامل MS-DOS را براي استفاده در رايانه هاي شخصي آماده کند. IBM به مايکروسافت اجازه داد تا مجوز استفاده از اين سيستم عامل را به ديگر شرکتهاي سازنده رايانه اعطا کند. کاسبي مايکروسافت از همين جا آغاز شد.
1986: عرضه عمومي سهام مايکروسافت براي اولين بار 61 ميليون دلار درآمد براي آن به ارمغان آورد.
1990: مايکروسافت سيستم عامل Windows 3 را عرضه کرد که ظرف دو سال 10 ميليون کپي از آن به فروش رفت.
1994: ازدواج بيل گيتس با مليندا فرنچ يکي از مديران مايکروسافت. اين زوج هم اکنون سه فرزند دارند.
1996: شرکت Netscape در نامه اي به وزارت دادگستري آمريکا مايکروسافت را به رفتار غيررقابتي با هدف ارتقاي جايگاه مرورگر اينترنتي Internet Explorer متهم کرد. بسياري بيل گيتس را مسئول نابودي مرورگر Netscape دانستند.
1998: بررسي پرونده اقدامات انحصارطلبانه تجاري آمريکا که توسط وزرات دادگستري اين کشور تقديم دادگاه شده بود آغاز گرديد. گيتس به اکثر سوالات طرح شده اين گونه پاسخ داد: من نمي دانم. من به خاطر نمي آورم! درهمين سال ويندوز 98 روانه بازار شد که بسيار مورد توجه قرار گرفت.
2000: مايکروسافت بر روي طراحي نرم افزارهاي بهتر متمرکز شد. در همين زمان بنياد خيريه بيل و مليندا گيتس تاسيس شد که اعطاي بورس هاي تحصيلي به جوانان مستعد، مقابله با ايدز و انجام فعاليتهاي تحقيقاتي در مورد بيماري هاي متداول در جهان سوم از جمله وظایف آن است.
2001: مجله فوربس گيتس را ثروتمندترين آمريکايي معرفي کرد و ثروت او را بالغ بر 54 ميليارد دلار تخمين رد.
2002: جدال 5 ساله وزارت دادگستري و مايکروسافت سرانجام به نفع اين غول نرم افزاري به پايان رسيد.
2005: برطبق يک نظرسنجي معتبر گيتس يکي از 25 آمريکايي بزرگ تاريخ اعلام شد و نشان شواليه گري را از دست ملکه انگلستان دريافت کرد. در اين سال سيستم عامل ويندوز بيش از 95 درصد از رايانه هاي عالم را تحت کنترل داشت.
2006: پس از 30 سال کار و تلاش گيتس اعلام کرد کم کم از راس مايکروسافت کنار مي رود و از سال 2008 به اين سو به صورت پاره وقت در آن خدمت خواهد کرد.
پل میانگذر دریاچه ارومیه

اقلیمی :
دریاچه ارومیه یکی از نادرترین پهنه های آبی جهان است. ترکیبات خاص آب و شوری در حد اشباع آن، حیات آبزیان را جز در مورد آرتمیا ناممکن ساخته است. بستر دریا تا عمق بیش از چهل متر از توده لجنی با ترکیبات خاص تشکیل شده که فاقد مقاومت های لازم برای بارگذاری است. هفت رودخانه ای که به دریاچه منتهی می شوند علاوه بر افزودن دائمی ترکیبات شیمیایی و رسوبات مختلف موجب سیرکولاسیون و رسوب گذاری خاصی در محدوده دریاچه می گردند. راه نداشتن دریاچه ارومیه به آبهای آزاد از دیگر ویژگی های این پهنه آبی است.
پیش بینی عبور شناورها تا ارتفاع ده متر؛ دهانه میانی را عریض و مرتفع ساخته که منجر به استفاده از آرک شده است. تفاوت ارتفاع دهانه میانی و خاکریزها موجب شیبدار شدن پل شده است. به دلیل خاکریزی انجام شده در مرحله قبلی بر بستر لجنی دریاچه؛ نشستی دائمی و تدریجی وجود دارد که اتصال پل تثبیت شده است با شمع های عمیق و خاکریزها را با مشکل مواجه می نماید و برقراری اتصال را منوط به تثبیت تا حد ممکن خاکریزها و ایجاد مفاصل ارتباطی می نماید.
وجود یک عارضه طبیعی نظیر دریاچه ارومیه موجب افزایش هزینه های ارتباطی ساکنان دو طرف و در نتیجه کاهش مبادلات اقتصادی و فرهنگی و تعامل بین آنها شده است. رشد و توسعه ای که با برقراری این ارتباط حاصل خواهد آمد به خوبی از سوی ساکنان درک شده و تامین ارتباط را به خواستی جمعی در منطقه بدل نموده و در زمره اولین مطالبات عمرانی مردم قرار داده است. حساسیتهای مسئولان و مدیران ارشد و نمایندگان مردم منطقه نیز، به خوبی این خواست جمعی را پاسخ می دهد که از جمله ویژگی های این طرح محسوب می شود.

جزئیات طرح
- پروژه میانگذر دریاچه ارومیه که شامل سه بخش است:
پل اصلی : این پل با مسیرهای رفت و برگشت جداگانه هرکدام به عرض 9.5 متر با استفاده از مقاطع مرکب فلزی و بتنی ساخته می شود. مسیر راه آهن نیز به عرض 5 متر در وسط پلهای سواره رو طراحی و منظور شده است. طول این پل با احتساب کوله های متصل کننده آن به خاکریز معادل 2 کیلومتر است. شیب طولی پل به علت عبور راه آهن به 1.2 درصد محدود شده و ارتفاع آزاد در زیر دهانه وسط ، جهت عبور شناورها، در پرآب ترین وضعیت دریاچه حدود 10 متر خواهد بود.
پل آبگذر : به طول تقریبی 500 متر که به لحاظ مسایل محیط زیستی پیش بینی شده است.
خاکریز : که شامل اقداماتی جهت حفاظت و بهسازی خاکریز موجود است.
-راه تبریز- ارومیه طول کل مسیر در حدود 130 کیلومتر است که در 4 قطعه به اجرا در خواهد آمد.
معرفی پروژه پل میانگذر دریاچه ارومیه :
- کارفرما : وزارت راه و ترابری ( مجری طرح شهید کلانتری )
- مدیریت طرح : شرکت خدمات مدیریتی ایرانیان ( IREMCO )
- پیمانکار : شرکت صدرا ( صنایع دریائی ایران ) و NGI نروژ و AAS-JAKOBSEN
- مشاور : شرکت COWI دانمارک و IREMCO و مهندسین مشاور طرح نواندیشان
- شروع مطالعات طرح : 1380
- شروع عملیات اجرائی : بهمن 1382
- طول پل : 1276 متر
- عرض پل : 26.7 متر
- باند : 2باند رفت و برگشت و یک باند راه آهن
- ماکزیمم ارتفاع از سطح دریا : 12 متر
- جمع کل کارهای فلزی پل 30000 تن
- طول کل شمع ها : 35 کیلومتر
- تعداد کل شمع ها : 424 عدد
- متوسط ارتفاع هر شمع : 81 متر
- قطر شمع های اصلی : 32 اینچ
- قطر Sleeves : 40 اینچ
- تعداد دهانه : 19 دهانه
اولین توجه برای عبور از دریاچه سال 1326
مطرح شدن در برنامه عمرانی چهارم سال 1346
آغاز عملیات اجرایی با استفاده از عملیات خاکریزی 1358
احداث پل شناور سال 1368
کارهای مطالعاتی و تهیه طرح با مدیریت هیـأت سه نفره طرح چابهار سال 1377
انتخاب مجری طرح 1381
تهیه مستندات طرح با همکاری شرکت سانو سال 1381
برگزاری مناقصه دو مرحله ای طرح و ساخت بهار 1381
عقد قرارداد در شهریور 1381
تنفیذ قرارداد 01/11/1381
ارزیابی عملیات تدقیق طرح 31/06/1382
جمع بندی اولیه عملیات تجهیز کارگاه به شرکت صدرا 14/07/1382
شروع عملیات اجرایی در خشکی 01/11/1382
شروع عملیات دریایی 01/11/1383
عمده ترین مشخصات پل:
طول کل پل : 1709.6 شامل دو خط رفت و دو خط برگشت و یک خط راه آهن در وسط
عرض کل پل : 27.5 متر که به 30.2 در محل قوس افزایش می یابد.
تعداد دهانه پل اصلی و پلهای دسترسی: 22 دهانه بعلاوه یک دهانه پل قوسی میانی
منبع:سایت معاونت عمرانی استانداری آذربایجان غربی

این پل در یکم جولای ۱۹۴۰ در واشنگتن آمریکا افتتاح شد. قرار بود این پل که با ۱۵۴۲ متر طول سومین پل معلق بلند زمان خود به حساب می آمد ابتکاری نو در ساخت پلهای معلق در دنیا باشد. پل به گونه ای طراحی شده بود که در زمان بروز بادهای شدید حالت آیرودینامیکی مناسبی به خود گرفته و بلند شود در حالی که هیچ واهمه ای از فروپاشی آن وجود نداشت. اما این پل پس از مدتی بسیار کوتاه در ۷ نوامبر همان سال بر اثر بروز یک باد بسیار شدید فروپاشید تا این پل نماد تسلیم سازه های انسانی در مقابل پدیده شوم رزونانس یا تشدید باشد.
اما آمریکاییها که از فروپاشی تکوما نروز درس بزرگی گرفته بودند شروع به ساخت تکوما نروز دیگری کردند به طوری که ۱۰ سال بعد این پل در ۱۴ اکتبر ۱۹۵۰ افتتاح گردید.

پل تکوما نروز در حال فروپاشی

پل تکوما نروز پس از فروپاشی
![]()
پل تکوما نروز پس از ساخت مجدد در نوامبر ۱۹۵۰